1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

یک پرس و جو

.

  تیک تاک، تیک تاک، تیک تاک، صدای ساعت قدیمی شماطّه‌دار، فضای اتاق را پر کرده است، مردی صبورانه قدم می‌زند، صدای قدم‌های سنگین و مصمم او، با صدای تیک تاک ساعت، در هم می‌پیچد و آمیزه‌ای از جبر و صلابت، می‌آفریند. پسرم، می‌دانی چرا نام عقربه‌ها را گذاشته‌اند عقربه؟ چون حرکت آنها مانند عقرب انسان را نیش می‌زند و نتیجه آن پختگی است. تیک تاک ساعت، ادامه دارد، اما صدای قدم‌ها شنیده نمی‌شود، مرد در کنار دکور میان اتاق ایستاده است، از همان دکورهای دهه 50 که در همه خانه‌ها از جمله خانه‌های سازمانی پایگاه‌ها موجود بود، از یکی از کمدها، تصویری را بیرون کشیده و به آن می‌نگرد، پس از لحظاتی، آرام و بی‌صدا، کوله‌ای بر دوش و امیدی در چشمان، مصمم و استوار، خانه را ترک می‌کند.

صحبت بود، هنوزشم صحبت بود و درست تاریخ دقیق به خاطرم نیست، ولی فکر می‌کنم در حدود، الان نمی‌دونم امروز چندمه، نمی‌دونم چند شنبه‌ست، ولی فکر می‌کنم در حدود پونزده روز، شونزده روز و یا بیست روز به ماه رمضون داشتیم.

حالا توضیح بدید که این طرح چی بود و کی این طرح رو به شما ارائه کرد که نشستید برای تصمیم‌گیری یا خودتون طراح بودید؟ طرح دقیقی که شما فکر بکنید روی کاغذ بوده و متخصصین اومده باشند نوشته باشن و ... همچین چیزی در کار نبود، یک روزی به من گفتند ما می‌خواهیم مهرآباد را بگیریم و از مهرآباد عمل کنیم، من گفتم این کار...

کی اینو گفت؟

همون افسر رابط، همون

شما خودتون در ریختن طرح دخالت داشتید و یا طرح جای دیگه ریخته شده بود؟

طرح جای دیگه ریخته شده بود، من گفتم مهرآباد صلاح نیست، به علتی که، تقریبا" یه جای خیلی شلوغی واقع شده و اگر بخواهید مهرآباد را حفظ بکنید، یا بایستی واقعاً" آدم‌کشی کرد، یا اینکه باید قوی بود از داخل مهرآباد، از خود مهرآباد، و چون با هیچ کدومش نبود، یعنی نه از داخل قوی بود از عوامل انقلابی (منظور قیام است) و یا خودشون اینقدر می‌تونستند و یا می‌خواستند و یا نیت این بود که آدم بکشند، یک پایگاه ایزوله‌ای که مثل شاهرخی بود در نظر گرفته شد، که اون هم من پیشنهاد کردم و تصویب هم کردند.

البته آقای حیدری غیر از این توضیح می‌گن، آقای حیدری می‌گن ...

من آقای حیدری رو نمی‌شناسم آقا

آقای حیدری از تیپ نوحد، (نا مفهوم) حیدری که سرشاخه است، ایشون می‌گن اینکه، علت اینکه، چند علت میاره برای اینکه، پایگاه شاهرخی انتخاب شده و دلیلشم، البته یکی از عللی که میارن اینکه اون چون پایگاه مادر بوده و مدتها می‌تونسته مورد استفاده واقع‌شه از این جهت...

من همونطوریکه عرض کردم، آقای حیدری رو نمی‌شناسم و فکر می‌کنم که آقای حیدری در تخصص خودش اگر صحبت کنه بهتر باشه، پایگاه مهرآباد پایگاه مادر برای تمام پایگاه‌ها بود شاهرخی از مهرآباد زاییده شد، ولی در حال حاظر تصدیق می‌کنم که شاهرخی از پایگاه‌های دیگر قدرتش بیشتر است.

ولیکن دلیل انتخاب همون رو...

دلیل انتخاب این نبود آقا جان، قدرت بیشتری باشه، ما دلیل انتخابمون این بود که آدم کمتر از بین بره.

البته با این بمباردمان هایی که...

بمباران برای جایی نبود، بمباران فقط اون طوری که توی کیفر خواست بود، برای مردم عادی نبود، بمباران بود، برای...

خوب به طور طبیعی مردم عادی هم، این مناطقی که هست در میان مردمه دیگه، به طور طبیعی مردم هم بمباران میشن دیگه.

نه آقا، تهران جزو بمباران نبود، اونطوریکه به عرضتون رسوندم.

خوب، توضیح بدید که چه کاری رو به شما محول کرده بودند و چگونه عمل کردید.

کاری که به من محول شد، من فرمانده عملیات هوایی بودم...

اول توضیح بدید که کی این کار رو محول کرد؟

من نمی‌دونم چه کسی، شاید یه گروهی که نشسته بودند دور هم تصمیم گرفته بودند، ولی از روی درجه من مسن‌ترین و پیرترین این آقایونی که اینجا و...
v یعنی از تیمسار مهدیون هم شما بزرگتر هستید؟

خیر، تیمسار مهدیون در عملیات هوایی شرکتی نداشت.

پس در عملیات زمینی قرار بود چیز بکنه؟

تیمسار مهدیون شاید در عملیات زمینی شرکت می‌کرد، شاید نمی‌کرد ولی در عملیات هوایی شرکت نداشت و عملیات هوایی به عهده من بود و قرار بود که پایگاه شاهرخی گرفته بشه. من مثل روزهای عادی که می‌رفتم سر کارم، بیام برم در پست فرماندهی اونجا و دو سه تا هدف از قبل داشتیم، مأموریت‌های کوچیکی داشتیم از قبل، اونا رو انجام بدیم و بعد از طریق پست فرماندهی اون مأموریت‌های دیگری که بر خلاف یک نیت انسان و ایرانی نباشه به ما داده بشه ما انجام بدیم، نه بمباران تهران، همچین چیزی رو هیچ کدوم اینها نخواهند کرد (اشاره به سایر افسران حاضر در بیدادگاه) من نمی‌کنم، غیر ممکنه بکنم، بارها گفتم، ملت ایران بستگی داره شما بخواهید چطوری،... ترسیم بکنید تجسم بکنید. ملت ایران برای من مادرمه، خواهرمه، رفیقمه، اقوامه (مانند همه این‌هاست) فرق نمی‌کنه، ولی اگر قرار باشه که یکدونه هواپیمای اف 14 با موشک فونیکسش بیاد بخواهد منو بزنه، منم سعی می‌کنم اونو بزنم.

مگر منزل امام تو طرح نبود که باید بمباران بشه؟

منزل امام در طرح بود، سوپر سونیک از روی تهران در طرح بود، زدن فرودگاه مهرآباد باندهای پروازیش در طرح بود، احیانا" زدن پل یا یک نقطه‌ای سر جایی که جاده بتونه بند بیاد نه از پهلوش تانک و وسائل سنگین موتوریزه بتونن رد بشن بود که بما داده بشه، فلان نقطه مثلا"، مثلا"، به فرض، (نامفهوم) یا پل یه جایی رو بزنید.

اگر شما یادتون باشه، مثکه همچین تو ذهن منه اگه اشتباه نکنم، شما گفتید که من بنا بود فرمانده کومند پست باشم...

بله آقا صحیحه.

و مهدوین مثل اینکه فرمانده نیرو باشه، یه همچین تعبیری من یادمه.

(من قرار بود از پست فرماندهی که همون کومند پست پایگاه شاهرخی بود....)

ادامه در فیلم نیست.

………

سیستم به یه جایی بستگی داره، یک شخص، یا از نظر نفوذ، کلامی، شخصیتی، مقامی، هر چیزی، در ایران آیت‌الله خمینی بزرگترین شخصیت سیاسی، شخصیت رهبری، شخصیت دینی، شخصیت قبول داشتن، یک نفر را پذیرا بودن (بیان جمله‌ها با عصبانیت) دارند. پس سیستم هم خب به ایشون بستگی دارد.

یعنی برای اینکه سیستم از بین بره، مجبور بودید که ایشون، مثلا... فکر می‌کنم جوابتون را بدم اگر می‌خواهم راست بگم.

فکر نمی‌کردید با اینکه منزل ایشون کوبیده بشه و ایشون رو از بین ببرین، اونوقت اکثریت مردم، با شما چه می‌کنند؟ و با حکومتی که شما می‌خواهید تشکیل بدهید، چه می‌کردند؟

... بیان جمله‌ها با تأسف فراوان (ببین آقا اینو، یکبار قبلا" سئوال شد از من، عرض کردم که به ما تفهیم شده بود، گفته بودند، که در دو)

ساعت اول، ممکنه که حداکثر، بیست درصد ارتش و یا مردم از ما حمایت بکنند. بعد از دو ساعت اول، تا ظهرش، حداقل، اولی را عرض کردم حداکثر بیست درصد، اینو گفته بودند، تفهیم کرده بودند، حداقل چهل درصد از مردم و ارتش از ما حمایت خواهند کرد، و تا غروب این Rate می‌رسه به هشتاد درصد، و از فردا صبحش، صددرصد مردم، ارتش، همه کس از ما حمایت خواهد کرد.

البته شما فکر نمی‌کنید، این مردمی که علاقه به امام دارند، تا سر حد فداکاری، اونوقت چطور، چیکار می‌کردید با این مردم، یعنی مردم یه مرتبه صددرصد تغییر عقیده می‌دادند؟

اینطور به ما گفته بودند آقا، من عرض کردم که اینطور به ما تفهیم کرده بودند، اینطور به ما گفته بودند، که الان (مردم از حکومت خمینی و پاسدارها) می ترسند، الان....

شما هم این رو پذیرفته بودید؟ چون مردم امتحان شدند در این مدت طولانی، پیش از انقلاب و بعد از انقلاب، اینها همان‌ها هستند که درود بر خمینی می‌گفتند و جلوی گلوله (!) می‌رفتند دیگه، اینها همان مردم هستند، عوض نشده‌اند که. فکر نمی‌کردید با این مردم دوباره باید چه کرد؟

بیان جملات با تأسف فراوان ( آقا من خدمتتون عرض کردم که با مردم عادی، عادی رو روش تأکید می‌کنم، کسی کاری نداشت و )

مردمی که با امام، همین مردم عادی بودند که در برابر رژیم شاه مقاومت کردند.

با همین مردمی که در مقابل رژیم شاه مقاومت کردند، ما کاری نداشتیم.

اون موقع اسلحه نداشتند حالا اسلحه دارند، دیگه.

اینارو (منظور پاسدارهای مسلح است) به ما گفته بودند در داخل خیابون‌ها نخواهند اومد.

صدای قدم‌های استوار و سنگین، در دالانی تاریک، منتهی به نوری تابان، باز به گوش می‌رسید، اما از تیک تاک ساعت شماطّه‌دار قدیمی خبری نبود، بوم، بوم، بوم، صدای قدمهایی پر صلابت که در تمام تاریخ و تا ابد، می‌پیچید، صدای قدم‌هایی ژرف، طنین‌انداز در آسمان نیلگون ایران. بعد از آن، آخرین پرواز را تجربه کرد، پروازی برگرفته از پرواز گلوله‌ها، پروازی از اوج تا اوج. یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد.

 

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

کتاب‌های علی‌اصغر حقدار

آخرین مقالات درج شده جدید

مشروطه ایرانی و گفتمان ملی…

22 بهمن و خیزش مردم ایران…

تلاش بیهوده حجاریان…

هفدهم ماه دی، روز زن در ایران…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان در پشتیبانی از تظاهرات گسترده مردم در ایران…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

بحثی در مقوله رفراندوم درخواستی و بیانیه پانزده اصلاح‌طلب پشیمان…

آیا هدف روسیه تبدیل ایران به یک «حکومت اقماری» است؟…

مارتین لوتر: مردی که به قرون‌وسطی فرمان ایست داد…

تشدید «جنگ سرد» در مناسبات آمریکا و ایران…

جشن مهرگان، تجدید پیمان با مهر و روشنایی…