1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

تکرار چندباره یک اشتباه

.



(در حاشیه جنگ اسرائیل و حماس)

همدردی با ساکنان نوار غزه یک احساس درست انسانی و بشردوستانه است که باید آن را فوراً از سازمان ارتجاعی حماس و اهداف و سیاست‌های مخربش جدا کرد. باید بر اسرائیل فشار وارد آورد تا با سازمان الفتح برای صلح نهایی، در چارچوب دو کشور فلسطین و اسرائیل، بر سر میز مذاکره بنشیند...

حماس یک سازمان بنیادگرای اسلامی و خواهان تشکیل یک حکومت اسلامی (خلافت اسلامی) بر اساس قرآن و احکام و موازین شریعت اسلام، نه‌تنها در سراسر فلسطین، که در منطقه و جهان است. پرچم حماس، زمینه سبز (اسلامی)، با جمله"لا الله الا الله محمد رسول‌الله"، و آرم آن نشان‌دهنده سرزمین فلسطینی است که شامل نوار غزه، تمام اسرائیل، تمام مناطق فلسطین نشین، به‌اضافه کرانه باختری رود اردن می‌شود. در آرم حماس جایی برای کشور اسرائیل وجود ندارد.

حماس دارای یک شاخه سیاسی و یک شاخه شبه‌نظامی، گردان‌های القسام (منتصب به عزالدین القسام که در سال ۱۹۳۵ در راه جهاد در منطقه تحت قیمومیت بریتانیای کبیر به دست سربازان انگلیسی کشته شد) است. حماس در انتخابات سال ۲۰۰۶ در نوار غزه برنده شد، در سال ۲۰۰۷علیه فتح عملاً کودتا کرد، عده‌ای از کادرهای آن‌ها را کشت، و از این راه نهادهای تشکیلات اداری فتح در غزه را به زیر کنترل خود درآورد. راه و شیوه مبارزه حماس "جهاد"، یعنی استفاده از قهر عریان برای از میان بردن یهودیان (نه‌تنها یهودیان اسرائیل یا صهیونیست‌ها، بل یهودیان) است، از راه واحدهای انتحاری تا پرتاب موشک بر روی افراد غیرنظامی. اتحادیه اروپا و نیز ایالات‌متحده آمریکا، بعلاوه ده‌ها کشور عرب یا مسلمان‌نشین، حماس را یک سازمان تروریستی می‌شناسند. ج.ا.ا یار و یاور حماس بوده و هست، هرچند که حماس (به‌عنوان مثال) سه جزیره تنبک کوچک و بزرگ و ابوموسی را جزایر عربی می‌داند که باید پس داده شوند، یا در سوریه نه در کنار اسد و ج.ا.، بل در کنار اهل سنت و "داعش" ایستاد.

شاید بهترین راه شناخت پندارها و تصورات حماس از انسان، جامعه و حکومت در منشور (۱) یا میثاق آن باشد. یعنی نگاه کنیم که آن‌ها خود را چگونه تعریف می‌کنند تا سخن زیاده و ناراست نگفته باشیم. منشور حماس در۱۸ آگوست ۱۹۸۸، با یک مقدمه، و ۵ فصل، شامل ۳۶ اصل، منتشر شد و تاکنون معتبر است. منشوری که همواره (تقریباً پس از هر یک از اصول یا مقدمه) به یک یا چند آیه از قرآن، یا حدیث و گفتاوردهایی از بزرگان اسلام مزین می‌شود تا از این راه "تقدس" و درستی اصول راهنمای حماس بر همگان، به‌ویژه پیروان، روشن‌تر گردد.

منشور حماس (حرکت مقاومت اسلامی)، در ادامه مقدمه، با سه آیه از سوره سوم قرآن، آل‌عمران، شروع می‌شود (۲): "بهترین دسته‌ای که بر این مردم نمودار شده‌اند شما بوده‌اید به نیکی امیدوارید و از بدی بازمی‌دارید و به خدا ایمان‌دارید. اگر اهل کتاب مؤمن می‌شدند، برایشان بهتر بود بعضی از آن‌ها مومنانند و بیشترشان از دین برون شدگان‌اند (۱۱۰) هرگز به شما زیان نرسانند، مگر آزارکی، و اگر با شما بجنگند، پشت‌ها به شما کنند و پیروز نشوند (۱۱۱) هر جا باشند ذلت بر آن‌ها مقرر است، مگر پیمانی از خدا و پیمانی از مردم داشته باشند، قرین خشم خدا شدند و مسکنت بر آن‌ها مقرر شد. برای آنکه آیه‌های خدا را انکار می‌کردند و پیغمبران را به‌ناحق می‌کشتند، برای آنکه نافرمان بودند و تعدی می‌کردند (۱۱۲)". و در پی آن گفتاوردی از "شهید و امام حسن البنا" (۳) آورده شده است که اسلام سرانجام اسرائیل را از میان خواهد برد. اسرائیلیان به‌عنوان کسانی که آیه‌های خدا را انکار کرده‌اند و پیغمبران را به‌ناحق کشته‌اند و "حماس" (یا مسلمانان) به‌عنوان "بهترین مردم"، که هرچند از جنبه دینی- مذهبی قابل‌فهم، اما از نگاه سیاسی (به‌ویژه برای یک سازمان سیاسی) سهم مهلک تبعیض‌گرایی و "نژادپرستی" است.

مقدمه منشور پس از توضیح درباره اینکه حماس یک جنبش اسلامی- سنی است، و پس از توضیح شرایط و دلایل پیدایش و شکل‌گیری خود، می‌نویسد که منشور "مبین ماهیت حماس، هویت، جایگاه، انگیزه‌ها و امیدهایش و... است" و اینکه چرا دنیای اسلام باید از حماس پشتیبانی کند و یار و یاور آن باشد، زیرا "نبرد ما با یهودیان" (و نه اسرائیل) دارای بالاترین درجه اهمیت و نیازمند تلاش تمام مسلمانان جهان می‌شود تا بتوان سرانجام "خواست خدا" را محقق و دشمن (یهودیان) را به سزای اعمالش رساند. در ادامه مقدمه، دوباره به آیه‌های قرآن استناد می‌شود تا گفته‌ها "مقدس"- الهی شوند، یعنی اهداف و خواسته‌های حماس، در تطابق با اصول قرآن و خواست و مشیت الله (یک ضرورت، یک قانونمندی غیرقابل تغییر) و او تنها مجری آن‌ها است.

حماس در اصول منشورش (۴) درباره خود، ماهیت، اهداف و انگیزه‌هایش و... (ازجمله) چنین می‌گوید:

"... حرکت مقاومت اسلامی (حماس، پ.د.، ۵) موجودیت، افکار و اندیشه‌ها، نوع زندگی و برداشت‌های خود از انسان و جهان را بر اساس اصول اسلامی پایه‌گذاری می‌کند و کردارش منتج از اصول اسلام است... (اصل۱)، حماس... حرکت مقاومت اسلامی شاخه اخوان المسلمین در فلسطین، و اخوان المسلمین بزرگ‌ترین حرکت اسلامی دوران مدرن است. این سازمان با درک و فهمی عمیق و تصوراتی دقیق و جامع دارای طرح‌های اسلامی برای تمام زمینه‌ها و امور زندگی است: از تصویر جهان و ایمان تا سیاست و اقتصاد، از تعلیم و تربیت و سازمان‌دهی جامعه تا امور قضایی و دولت، از ارائه اسلام و آموزش تا هنر و رسانه‌ها، در امور قابل‌رؤیت و امور غیرقابل رؤیت و در تمام امور زندگانی" (اصل۲).

توجه شود که "جهان‌بینی" حماس، یک نظام جامع و بسته بر اساس قرآن و سنت است که ریشه در اندیشه و معرفت حدود ۱۳۹۰ سال پیش دارد و می‌خواهد جامعه امروز را به سبک آن دوران سازمان‌دهی کند، نه‌تنها درزمینهٔ امور یا "دانشی" که قابل‌رؤیت است، بل حتا در اموری که دیگران آن‌ها را نمی‌بینند ("امور غیر قابل‌رؤیت")، او می‌تواند آن‌ها را ببیند و برایشان دستورالعمل دارد. ازجمله (مثلاً) در رابطه با زنان و طرح آموزش اسلامی که بنابر آن "... نقش زنان ... در خانه جهادگران یا خانواده‌ای که درگیر جهاد است... تربیت فرزندانی است که آماده ایفای نقش پیکارگر جهادی باشند..." (اصل ۱۸)، به زبان عادی، زنان باید در خانه تروریست و نفرات انتحاری تربیت کنند.

یا (به‌عنوان مثال) درزمینهٔ فرهنگ و هنر "... معیارهای دقیقی وجود دارند که می‌توان بر اساس آن‌ها تشخیص داد که آیا این هنر، هنر اسلامی یا هنری کفرآمیز است... رهایی اسلامی نیازمند هنر اسلامی است... انسان ترکیبی ساخته‌شده از گل ... و دمیده شده از روح است... هنر اسلامی از انسان به‌عنوان یک مجموعه کامل (گل و روح، پ.د.) سخن می‌گوید... در حالی که هنر کفرآمیز تنها از جسم، از گل، سخن می‌گوید و نه از مجموعه گل و روح دمیده شده به آن..." (اصل ۱۹). این دو معیار (دو اصل) کوچک "تربیتی" و "فرهنگی- هنری" را به این دلیل در ابتدا آوردم تا پیش از ورود به بحث و بررسی، تصویری اندک از نگاه حماس به دو پهنه زندگی و جامعه داده باشم.

اما، زود و یک‌سویه به قاضی نرویم و بررسی را ادامه دهیم که حماس کیست و چه می‌خواهد. زیرا، مخالفت (به‌درستی) با جنگ غزه، یا سیاست اسرائیل در سرکوب یا نوع سرکوب حماس، با دفاع از "مقاومت فلسطین"، که در جنگ اخیر غزه، همان دفاع از سازمان تروریستی حماس است، دو تا است. انواع و اقسام توجیهات "دمکراتیک"، "توده"ای، ضد امپریالیستی، یا ضد سرمایه‌داری و... نمی‌تواند توجیه‌گر دفاع و پشتیبانی از "حرکتی" باشد که سراپا مرتجع، بنیادگرا، ضد آزادی، ضد حقوق بشر، ضد آزادی زنان، تام گرا و... است. "مقاومت فلسطین" دارای سازمان‌های متفاوت است، از آزادیخواه و صلح‌طلب و معقول تا ماشین‌های ترور برای "جهاد" برعلیه یک ملت یا دگراندیشان، به دلیل "دین و مذهب". از یکی و خواسته‌های به حقش باید پشتیبانی نمود و در برابر دیگری، در برابر اندیشه‌ها، راه و روش‌ها و سیاست‌هایش باید ایستاد. از خواسته‌ها و سیاست‌های معقول سازمان آزادی‌بخش فلسطین، الفتح، که خواهان دو کشور فلسطین و اسرائیل است، و خود را ملتزم به یک نظام دمکراتیک و نیز حقوق بشر می‌داند، می‌توان و باید دفاع کرد، اما از حماس؟ از مردمان غزه باید دفاع کرد، اما از حماس؟ باید خواهان آتش‌بس فوری بود، اما اگر حماس آن را (به هر دلیل) رعایت نکرد، در آن صورت چه باید کرد؟ نگاه کنیم این بخش از به‌اصطلاح "مقاومت فلسطین" خود را چگونه تعریف می‌کند و چه می‌خواهد؟ شاید بتوانیم پاسخ بسیاری از پرسش‌های خود را در مرامنامه حماس بیابیم، شاید:

"... حرکت مقاومت اسلامی (حماس، پ.د.) یک جنبش مستقل فلسطینی... برای برافراشتن پرچم الله در هر وجب از خاک فلسطین و تأسیس یک حکومت اسلامی...(است)... جنبش مقاومت اسلامی ... جنبش فلسطینی متمایزی است که تنها وفاداری‌اش به الله و شیوه زندگی‌اش بر اساس موازین اسلام است... خداوند هدف ما، پیامبر الگوی ما، قرآن قانون اساسی ما، جهاد راه ما، و مرگ درراه خدا والاترین و بالاترین آرزوی ما است... بدون اسلام ظلم و فساد گسترش می‌یابد و اختلافات و جنگ شروع خواهد شد...(اصول ۶ و ۸)... ساختار اساسی حرکت مقاومت اسلامی متشکل از مسلمانانی است که وفادارانه خادم خدا هستند، او را ستایش و پرستش می‌کنند و در خدمت او قرار دارند، همچنان که خداوند در آیه ۵۶ از سوره ۵۱، فرموده است: من جن و انسان را آفریدم تا مرا پرستش کنند..." (اصل ۳).

اینکه منظور حماس از حکومت اسلامی چه می‌تواند باشد، نگاه شود به ولایت‌فقیه در ج.ا.ا. (جامعه امت- امامتی مدل شیعه دوازده‌امامی)، طالبان در افغانستان، حکومت اسلامی سودان، داعش یا بوکو حرام، به‌عنوان الگوهای واقعاً موجود حکومت‌ها یا جنبش‌های اسلامی سده بیست و بیست و یکم، که بنابر شهادت تاریخ (در چهل سال گذشته) همگی آن‌ها بنیادگرا، ضد آزادی، ضد دمکراسی، ضد حقوق بشر، ضد حقوق شهروندی، ضد دنیای مدرن، ضد حقوق و آزادی‌های اساسی زنان و تساوی حقوقی همه در برابر قانون، تام گرا و... بوده‌اند.

اصولاً سازمان سیاسی که منشأ قدرت و حکومت خود را بر فراز انسان بداند و الله را بر فراز خرد انسان بنشاند، تام گرا، "نژادپرست" و انسان ستیز است. سازمان سیاسی که به "جن" اعتقاد دارد و کاشف امور "غیر قابل‌رؤیت" است، بهتر است سرگرم جادوگری و جن‌گیری شود تا مبارزه سیاسی برای رهبری مردم و اداره امور عمومی کشور. اینکه جوامع بدون حکومت و قوانین اسلامی "دچار ظلم و فساد و اختلافات و جنگ" خواهند شد، ادعایی است که اثبات عکس آن نیازمند گشودن چشم‌ها و نگاه به دنیا و مقایسه اروپا و آمریکا (به‌عنوان مثال) با جوامع زیر سلطه اسلام‌گرایان است.

حماس اساساً یک سازمان مرتجع، تروریست و بنیادگرا است که حتا شاخه سکولار- عاقل و مدرن جنبش فلسطینیان فتح را نمی‌پذیرد و قطعنامه‌های شماره ۲۴۲ و ۳۳۸ سازمان ملل متحد را (که در سال ۱۹۸۸، در آن‌ها فتح اسرائیل را به رسمیت می‌شناسد)، از اساس رد می‌کند. حماس می‌خواهد یهودیان (نه اسرائیلیان، یا اسرائیلیان ساکن فلسطین یا پیروان صهیونیسم، بل یهودیان) را نابود کند و حکومت خلافت اسلامی تشکیل دهد. مماشات و همراهی و همدردی با حماس از سوی "روشنفکران" گویا مترقی، در سده بیست و یکم (تحت هر بهانه‌ای) نه‌تنها نادرست، بل ننگین و شرم‌آور است. مخالفت با سیاست‌های اسرائیل با دفاع آشکار و پنهان از حماس دو پدیده از بنیاد متفاوت است، نمی‌توان به بهانه این به توجیه یا دفاع از ارتجاع و عقب‌ماندگی پرداخت.

همدردی با ساکنان نوار غزه یک احساس درست انسانی و بشردوستانه است که باید آن را فوراً از سازمان ارتجاعی حماس و اهداف و سیاست‌های مخربش جدا کرد. باید بر اسرائیل فشار وارد آورد تا با سازمان الفتح برای صلح نهایی، در چارچوب دو کشور فلسطین و اسرائیل، بر سر میز مذاکره بنشیند و به خواسته‌های به‌حق فلسطینیان تن دهد. همچنان که فلسطینیان باید موجودیت اسرائیل را به رسمیت بشناسند. نه می‌شود کشتار یهودیان یا سیاست نابودی اسرائیل یا پرتاب موشک بر سر شهروندان آن را توجیه کرد (یا سکوت نمود)، و نه بمباران مدارس و مساجد در نوار غزه را، هرچند که در اینجا (از نگاه من) مسئولیت اصلی با حماس است که برخلاف تمام قوانین بین‌المللی، و به‌جای اتخاذ سیاست‌هایی که حافظ شهروندانش باشد، این مکان‌ها را تبدیل به پایگاه‌های پرتاب موشک کرده است. اگر صلح با مصر و اردن ممکن شد، صلح با فلسطینیان نیز ممکن است. اما مشکل حماس نه صلح، بل نابودی یهودیان و اسرائیل است و هیچ کشوری تن به چنین خواستی نخواهد داد، نگاه شود به تاریخ تمام ملل در درازای تاریخ و در دنیا و اسرائیل نیز استثنا نخواهد بود، چه بخواهیم یا نخواهیم.

یک بام و ده هوا نمی‌توان عمل کرد، اگر کسی مخالف کاربرد خشونت در حل مشکلات سیاسی است، اعمال خشونت را از هر دو سو باید محکوم می‌کند، و نه یک‌سویه. حماس باید پاسخ دهد که چرا آتش‌بس‌ها را نمی‌پذیرد یا آن‌ها را یک‌سویه نقض می‌کند و از این راه مردمان خود را به خطر یا نابودی می‌کشاند. مسئولیت تنها در بمباران‌های اسرائیل نیست، در سیاست "جهادی" حماس نیز نهفته است.

تاکنون، به هنگام نگارش این مقاله، حدود ۳۵۰۰ موشک از سوی حماس و جهاد اسلامی (که یک سازمان بنیادگرای اسلامی است شبیه حماس) به‌سوی اسرائیل پرتاب‌شده است. تنها شانس اسرائیلیان نسبت به ساکنان نوار غزه در این است که اسرائیل با استفاده از سیستم ضد موشکی "گنبد آهنین" این بمب‌ها را خنثی کرده است. فرض کنید چنین سیستمی موجود نبود (و حماس امید داشت که سیستم کارا نباشد)، در آن صورت، اگر برفرض بابت اصابت هر موشک به خاک اسرائیل تنها پنج نفر به قتل می‌رسیدند، می‌شد حدود ۱۷۵۰۰ نفر، نه از نظامیان، بل شهروندان عادی. و میان جان شهروند اسرائیلی با فلسطینی، از نگاه بشردوستانه، هیچ تفاوتی نیست. پرتاب موشک به روی شهروندان عادی و هدف قرار دادن آن‌ها خود یک جنایات جنگی است که حماس مرتکب شده است تا "یهودیان" را از میان ببرد و از این راه به "روز قیامت"اش (ن. شود به اصل هفتم) نزدیک‌تر شود. بمباران مدارس و بیمارستان‌ها و... بی‌شک یک جنایت جنگی است، اما باید توجه داشت که مسجد و بیمارستان، یا مدرسه و کودکستان را پایگاه پرتاب موشک کردن، خود نیز مستقلاً یک جنایت جنگی است. علت و معلول‌ها را نباید درهم آمیخت. تفاوت یک کودک فلسطینی با کودک اسرائیلی (مسلمان با یهودی) تنها در یک "اتفاق" ساده است، کی اتفاقاً در کجا به دنیا می‌آید. نمی‌توان بر اساس یک "اتفاقی" که انسان خود هیچ نقشی در آن نداشته است، کسی را به خوب یا بد تقسیم کرد.

حماس می‌گوید: "از آنجا که تمام مسلمانانی که از اهداف حماس پیروی و برای رسیدن به اهدافش مبارزه می‌کنند، در سراسر دنیا پراکنده‌اند، درنتیجه حماس یک جنبش جهانی و یکی از کل حلقه‌های جهاد است که با اشغال صهیونیستی درنبرد می‌باشد... این جهاد ادامه جهاد عزالدین القسام و برادرانش در جنبش اخوان المسلمین... در سال۱۹۳۶... و نیز جهاد سال ۱۹۴۸ و جهاد سال ۱۹۶۸ به رهبری اخوان المسلمین است... رسول خدا، پیامبر محمد، فرموده‌اند که روز قیامت و روز عدل الهی به سر نخواهد رسید مگر آنکه مسلمانان با یهودیان ستیز کنند و آن‌ها را به قتل رسانند. این روز، پیش از آنکه یهودیان خود را از سر ترس در پشت سخره‌ها و درختان پنهان کرده باشند، و سخره‌ها و درختان فریاد برآورند: ای مسلمانان! شتاب کنید! در اینجا، در پشت این سخره‌ها و درختان یهودیان پنهان‌اند، بیائید و آن‌ها را بکشید، به سر نخواهد رسید..." (اصل ۷).

عجیب است! کشتار یهودیان به‌عنوان پیش‌شرط لازم و ضروری برای "روز قیامت"! چنین سخنانی، آن‌هم در منشور راهنمای یک سازمان سیاسی، تنها می‌تواند دلیل و برهانی بر ذهنیت کور و بسته نویسندگان آن تا حد یک بیمار روانی و برهانی بر این مدعا باشد که نویسندگان منشور و پیروان این سازمان اصولاً از هر نوع درک و فهم امروزی نسبت به سیاست و سیاست ورزی و همزیستی مسالمت‌آمیز ملل در کنار هم محروم هستند. تشویق، ترغیب، یا تبلیغ و ترویج قتل و کشتار یهودیان (یا پیروان هر دین یا مذهب یا مرام و مسلک) در سراسر دنیا، با استفاده از ابزار دین و مذهب (از زبان پیامبر)، تنها توجیه‌گر اعمال قاتلان و قصابان حرفه‌ای است که به رذالت خود در رابطه با قتل دگراندیشان (یا دگرباشان) پوشش دینی- سیاسی می‌دهند و اصولاً هیچ ربطی به مبارزه برای رهایی، آزادی یا عدالت ندارد. درست مانند آنچه در نظام ولایت‌فقیه اتفاق افتاد، یا همچون طالبان، داعش و غیر.

"هدف حماس نبرد با امر ناحق، شکست و بیرون راندن آن است... و استقرار حق یعنی شنیدن آوای موذنان از بالای مساجدی که حاکمیت اسلام را اعلام می‌دارند..." (اصل ۹).

حماس در همان‌جا، در منشور، "... مبارزه برای نابودی اسرائیل را ... وظیفه هر مسلمان... می‌داند... و اعتقاد راسخ دارد که فلسطین تا روز قیامت وقف و متعلق به تمام نسل‌های مسلمانان است... و نمی‌توان از آن یا حتا بخشی از آن چشم‌پوشی کرد... فلسطین نه متعلق به یک یا تمام کشورهای عربی، نه متعلق به یک شاه یا رئیس‌جمهور یا سازمان و گروه ویژه...، بل تا برپایی روز قیامت متعلق به تمام مسلمانان و نسل‌های آن‌ها است (اصل ۱۱) ... حماس به خدا استناد می‌کند... وظیفه هر مرد یا زن مسلمان است که با دشمن از راه جهاد مبارزه کند. برای این کار زنان نیازی به اجازه شوهر، و نوکران نیازی به اجازه ارباب، برای ترک خانه ندارند (اصل ۱۲، بعلاوه آیه ۲۵۶ از سوره بقره)... درنتیجه... تمامی تلاش‌های صلح‌آمیز و اجلاس‌های جهانی باهدف حل مشکل مسئله فلسطین در تضاد و تعارض با خواسته‌های حماس است، زیرا چشم‌پوشی از بخشی از فلسطین به معنای زیر پا گزاردن برخی از اصول دین اسلام است... و برای حل مشکل فلسطین تنها راه، جهاد است... تلاش‌ها، فعالیت‌ها، پیشنهادات و اجلاس‌های بین‌المللی باهدف حل مشکل فلسطین... تماماً اتلاف وقت و بیهوده است... ملت فلسطین نجیب‌تر از آن است که آینده، حقوق و سرنوشتش را وابسته به چنین بازی‌های پوچ و بی‌ثمری نماید (اصل ۱۳) و... تنها راه مبارزه با یهودیان... برافراشتن پرچم جهاد است" (اصل ۱۵).

توجه شود که "دشمن" از نگاه حماس نه اسرائیل، بل همواره و اصولاً یهودیان‌اند که باید نابود شوند. حماس مخالف تمام تلاش‌ها و اجلاس‌ها برای حل مسالمت‌آمیز مشکل فلسطین است. منشور حماس هذیان‌گویی عده‌ای متعصب خشک‌اندیش است و ربطی به واقعیات خارج از ذهن ندارد. عده‌ای که می‌پندارند در دوران محمد زندگی می‌کنند. آن‌ها "دشمنان" خود (یهودیان) را در همه‌جا می‌بینند، دشمنانی که همواره در حال توطئه برعلیه جهان اسلام‌اند:

"... دشمنان ما... در پشت انقلاب فرانسه، در پس انقلاب کمونیستی روسیه و در پشت پرده اکثر انقلاب‌ها قرار دارند... آن‌ها با پول خود سازمان‌های مخفی مانند تشکیلات فراماسونری، کلوب روتاری، کلوب لاینز و... را به وجود آوردند که در سراسر دنیا پراکنده‌اند تا نظام‌های موجود اجتماعی را متلاشی کنند و منافع صهیونیستی را به‌جای آن‌ها بنشانند... در رابطه با جنگ‌های محلی و نیز جنگ‌های جهانی به‌راحتی می‌توان چنین گفت: آن‌ها عاملان جنگ جهانی اول بودند تا خلافت اسلامی- عثمانی ما را از میان ببرند... و سازمان اتحاد ملل را به وجود آوردند تا توسط آن بر دنیا حکومت کنند... آن‌ها در پس پرده جنگ دوم جهانی قرار داشتند تا شرایط تشکیل اسرائیل را فراهم کنند... و از آن راه سودهای سرشاری بردند... آن‌ها سازمان ملل متحد و شورای امنیت را جانشین سازمان اتحاد ملل کردند تا از این راه برجهان حکومت کنند... آن‌ها گردانندگان اصلی تمام جنگ‌ها در سراسر دنیا هستند... در دنیا هیچ جنگی وجود ندارد که گردانندگان پشت پرده‌اش آن‌ها نباشند... (و در اینجا آیه ۶۴ از سوره پنجم قرآن آورده می‌شود، پ.د.): هرچقدر هم که آتش و جنگ علیه فرستاده خدا و مؤمنان برپا کنند، خداوند تمام آن‌ها را خاموش خواهد کرد. آن‌ها با تمام قوا تلاش دارند بر روی زمین شر و فساد بر پا کنند. خداوند کسانی را که در روی زمین شر به پا می‌کنند دوست نمی‌دارد (ترجمه از روی متن آلمانی، پ.د.)... نیروهای امپریالیستی و نیز سرمایه‌داری به همراه شرق کمونیستی... حامیان این دشمن‌اند... و هنگامی‌که اسلام ظاهر می‌شود و در برابر آن‌ها قد علم می‌کند، این نیروهای خدانشناس (کافر، پ.د.) باهم متحد می‌شوند، زیرا تمامی آن‌ها از یک خمیرمایه هستند (اصل ۲۲)... ما با تمام احترامی که برای سازمان آزادی‌بخش فلسطین (الفتح) قائلیم... باید اذعان کنیم که نمی‌توانیم از تصورات اسلامی خود برای حال و آینده فلسطین عدول و تصورات سکولار را جانشین اعتقادات اسلامی خود کنیم. خصلت اسلامی فلسطین بخشی جداناپذیر از دین و مذهب ما است و کسانیکه از دین و مذهب خود دست بکشند، همه چیز خود را از دست می‌دهند (استناد به یک آیه قرآن، پ.د.)... اما اگر سازمان فتح اسلام بیاورد... ما به‌عنوان سرباز برای آن‌ها خواهیم جنگید..." .(۲۷)

از نگاه حماس، "آن‌ها"یی که گویا همه‌چیز، هر "شر"ی در دنیا زیر سر آن‌ها است، یهودیان‌اند که باید نابود شوند:

" ... سیاست‌های اشغالگری صهیونیستی از راه‌های بسیار غامض و پیچیده، با کمک سازمان‌های سری... از فراماسون تا کلوب روتاری یا لاینز و...انجام‌گرفته است (و می‌گیرد) که همگی... درصدد توطئه... برای حفظ منافع صهیونیستی و نابودی ارزش‌های واقعی اسلامی... هستند... می‌خواهند فضیلت‌ها را از میان ببرند، می‌خواهند اسلام را نابود کنند... آن‌ها عاملان اصلی پخش مواد مخدر و مشروبات الکلی هستند تا از این راه قدرت خود را گسترش دهند و آن را تحکیم کنند... ما از تمام کشورهای عربی هم‌مرز با اسرائیل می‌خواهیم که مرزهای خود را بر روی تمام جهادگران اسلامی از کشورهای عربی و اسلامی بگشایند... و به مسلمانان یادآوری می‌کنیم... که یهودیان، پس از اشغال و تسخیر اورشلیم در برابر مسجد الاقصاء، با صدای بلند فریاد زدند: محمد مرده است و پیروان او همچون دخترکانی ترسو هستند... اسرائیل به دلیل خصلت و شخصیت یهودی‌اش و به دلیل ساکنان یهودی‌اش، همواره مسلمانان را به چالش می‌کشد..." (اصل ۲۸).

با چنین تصورات و اندیشه‌هایی که در پشت هر اتفاق تاریخی- اجتماعی توطئه برای ضربه به اسلام دیده می‌شود، و تمام نهادی جهانی را که محصول دست آورد بشریت برای صلح و امنیت‌اند یکجا رد می‌کند، و توطئه یهودیان علیه مسلمانان را در همه‌جا و همه‌چیز، از انقلاب فرانسه تا انقلابات روسیه و چین، می‌بیند، چگونه می‌شود با چنین کسانی بر سر واقعیات جهان و حل مشکلات به گفتگو نشست؟ باید نشست، اما چگونه؟ این سخنان در منشور راهنمای یک سازمان سیاسی برهانی روشن بر جدی نبودن این سازمان است، هرچند که حماس مسلح است و به‌گونه‌ای جدی منطقه را به خاک و خون می‌کشد.

حماس همه‌چیز و تمام تلاش‌ها برای دست‌یازی به صلح را رد می‌کند: "... صهیونیسم جهانی و نیروهای امپریالیستی... با گام‌های زیرکانه و برنامه‌ریزی‌های آگاهانه... تلاش دارند کشورهای عربی را درنبرد با صهیونیسم خنثی کنند تا از این راه ملت فلسطین را منزوی کنند و تنها بگذارند... مصر... را با قرارداد متقلبانه کمپ دیوید از نبرد جدا کردند و تلاش می‌نمایند سایر کشورها را نیز وارد این قرارداد شوم نمایند... حماس ملل عرب و مسلمان را فرامی‌خواند به‌گونه‌ای جدی و خستگی‌ناپذیر عمل نمایند، بر روی این توطئه‌های شوم خط بطلان بکشند و خطر موجود را برای توده‌ها روشن نمایند. خطری که ترک صحنه نبرد با صهیونیسم را در پی خود خواهد داشت... ما راه و چاره دیگری... مگر مبارزه با این... اشغال تنفرآمیز تاتاری- نازیستی نداریم... در غیر این صورت ما شاهد... گسترش فساد بر روی زمین و نابودی تمام ارزش‌های دینی خودخواهیم بود... حماس در مبارزه با صهیونیسم جهانی پیش‌کسوت و نوک‌تیز پیکان نبرد با آن خواهد بود... از سوی ملل عرب و اسلامی و نیز سازمان‌های اسلامی در تمام جهان عرب و مسلمان باید گام‌های بسیاری برداشته شود... تا جنگ برعلیه یهودیان، این عاملان جنگ و خونریزی، ممکن شود... خروج از محدوده نبرد با صهیونیسم خیانت است و لعنت بر تمام کسانی که دست به چنین کاری می‌زنند. هرکس پشت به آن‌ها کند، خشم خدا نصیب او و خانه‌اش تبدیل به جهنم خواهد شد..." (اصل ۳۲).

حماس یک سازمان ارتجاعی بنیادگرا و تام‌گرای اسلامی- تروریستی، سازمانی ضد دمکراسی و ضد حقوق بشر است که حکومت دینی بر اساس قرآن و سنت می‌خواهد، حکومتی چون حکومت ولایت فقیهیان، یا طالبان و داعش یا بدتر از آن‌ها و می‌خواهد از راه "جهاد" (قتل و کشتار) تمام مردمان را متقاعد کند که پندارهای بیمارگونه او ارزش‌های برترند. نمی‌توان خود را روشنفکر "مترقی" یا چپ "نوین" معرفی کرد و تحت بهانه "مقاومت فلسطین" یا دفاع از مردمان مظلوم نوار غزه به دفاع از حماس پرداخت. از خواسته‌های به‌حق مردمان غزه باید دفاع کرد، اما نه از حماس. رأی مردم به نازیسم، یا فاشیسم، یا خمینیسم و... هرگز به معنای حقانیت آن‌ها نبوده و نیست، این امر "توده‌گرایی" پوپولیستی و فهم نادرست از اصل "ناشی بودن قوای حکومت از اراده ملت" است. اصلی بر اساس خرد و باهدف سلب حق حکومت از الله (حکومت‌های الهی)، سلطنت (موروثی بودن حق حکومت) یا جبریت تاریخی- طبقاتی (قانون بر فراز انسان).

در جنگ غزه (از نگاه من) مسئولیت اسرائیل بیشتر و سنگین‌تر است، زیرا: اسرائیل کشوری با ساختار دمکراتیک و متعهد به دمکراسی و حقوق بشر و عضو جامعه جهانی است. حماس هیچ‌یک از این ارزش‌ها و نهادها را نمی‌پذیرد. به‌علاوه، مردمان اسرائیل دارای تجربه دردناکی هستند (هولوکاست) که فهم درد و رنج را برایشان آسان‌تر می‌کند. آن‌ها خود قربانیان یک نظام جنایت و ترور بوده‌اند و نباید اجازه دهند که حماس آن‌ها را به دامی بکشاند، که بنابر عقل و وجدان نباید وارد آن شد. پیدا کردن یک‌راه حل مناسب بسیار سخت و مشکل است، اما هزینه سیاست‌های تروریستی حماس نباید توسط بی‌گناهان و باجان و هستی آن‌ها پرداخت شود.

نباید در مسیر سیاست‌های مخرب ج.ا.ا. و احتمالاً هم پا با آن گام برداشت. ایرانیان، به‌عنوان ملتی در کنار سایر ملل، و در همزیستی با آن‌ها، هیچ وظیفه "تاریخی" یا رسالتی الهی برای مبارزه با "امپریالیسم" (شیطان بزرگ) یا "صهیونیسم" (شیطان کوچک) ندارند. برعکس، دوستی و همکاری با آن‌ها می‌تواند موجب ترقی و پیشرفت ما و حل بهتر معضلات و مشکلات اقتصادی- سیاسی- اجتماعی ما در درون و بیرون باشد. ما باید جامعه خود را بسازیم، جامعه‌ای بر اساس دمکراسی و حقوق بشر، برای تعمیق و گسترش عدالت و حقوق شهروندی.

منابع و پانویس‌ها:
۱- ن. گ. به ترجمه متن آلمانی، برگرفته از یورونیوز، ۷ آگوست ۲۰۱۴، europenews.dk
۲- آیه‌ها به زبان آلمانی است که من به متن فارسی آن‌ها در قرآن مجید، ترجمه ابوالقاسم پاینده، چاپ سوم، نوروز ۱۳۵۴، رجوع کردم
۳- حسن البنا (۱۹۰۶- ۱۹۴۹) یک بنیادگرای متعصب اسلامی و از پایه‌گذاران "اخوان المسلمین" در مصر که مورد تقلید سایر بنیادگرایان اسلامی، ازجمله فدائیان اسلام" در ایران قرار گرفت.
۴- گفتا وردها از منشور و اصول (عمدتاً) به شکل چکیده بیان‌شده‌اند، زیرا متن حدود پانزده برگ و بسیار طولانی است
۵- هر جا در پرانتر () پ.د. آمده است، یعنی توضیحات داخل پرانتز از نویسنده است و در اصل منشور وجود ندارد

تماس با نویسنده: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

روشنگری لازم

مقالاتی که از دگراندیشان و هم‌اندیشان در سامانه حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات) درج می‌شوند، تنها برای آگاهی‌رسانی، ترویج رواداری و نهادینه کردن چندگرائی در فرهنگ سیاسی کشورمان می‌باشد و حزب هیچ‌گونه مسئولیتی در قبال محتوای آنان ندارد. مقالات می‌توانند با نظرگاه‌های حزب هم‌خوانی نداشته باشند. سامانه حزب در انتخاب مقالات آزاد است.

آخرین مقالات درج شده جدید

مشروطه ایرانی و گفتمان ملی…

22 بهمن و خیزش مردم ایران…

تلاش بیهوده حجاریان…

هفدهم ماه دی، روز زن در ایران…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان در پشتیبانی از تظاهرات گسترده مردم در ایران…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

بحثی در مقوله رفراندوم درخواستی و بیانیه پانزده اصلاح‌طلب پشیمان…

آیا هدف روسیه تبدیل ایران به یک «حکومت اقماری» است؟…

مارتین لوتر: مردی که به قرون‌وسطی فرمان ایست داد…

تشدید «جنگ سرد» در مناسبات آمریکا و ایران…

جشن مهرگان، تجدید پیمان با مهر و روشنایی…